روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

430

شرح شطحيات ( فارسى )

بشواهد وجود . چون بوجه بقا پردهء فنا فروگذارد ، ايشان در حجاب نكره بمانند . انوار جمال عارفان را ظاهر شود ، عارف گرداند ايشان را بعد از فناء ايشان در حجاب نكرات . انوار ازليّات از لباس خفيّات نفى و ايهام صفت پيدا شوند . ذهاب وجود حدثان پديد آيد . بعد از وجود شواهد ، بحقّ از حقّ عارف شوند . چون تلاطم بحر ازل بر سواحل عدم زند ، در آن حقايق پيش شهود قلزم ازل ، عارف جاهل شود ، و باقى فانى . شعر كبر العيان علىّ حتّى أنّه * صار اليقين من العيان توهّما 266 فصل ( فى الشطحيّة 37 للحلّاج ) ( 772 ) روايت كند آنك قتل حسين منصور ديد : در محضر سلطان نامه‌اى بر وى عرضه كردند ، كه به دوستى چنين نوشته بود كه « من الرحمن الرحيم الى فلان بن فلان . » گفتند « اين خط تو نيست ؟ » گفت « خطّ منست . » گفتند « بدين سخن دعوى ربوبيّت مىكنى ! » گفت « نه ! و ليكن عين جمع است . نشناسند الا صوفيان . » گفتند « 18 » « زنديق اى ! » ( 773 ) قال : در ظاهر علم رسم است . شايد كه كسى را گويند

--> ( 18 ) گفتند : گفت SM قالوا A